نكات مهم تاريخ فكر است. علم يونان كه زماني متعالي بود و از اسكندريه آتن ديگري ساخته بود، ديري نپاييد.
احتمالاً زمان سدهانتهاي (سند هند) هندي از نيمهٴ اول سدهٴ پنجم است. اساس آنها غالباً بر رياضيات و نجوم يونان است، ولي برخي عقايد اصيل در آنها وجود دارد. مهمترين اينها -- كه مسلماً در اهميتش كمتر ميتوان مبالغه كرد -- معرفي مفهوم جيب است، به جاي وترهاي ابتدايي كه بطليموس به كار ميبرد.
منجمان چيني قابل ذكر در اين عصر عبارتند از هسين لو - چيه و هو چئنگ تين.
5. كيمياگري، فيزيك و فنآوري هلنيستي و چيني. اسقف سونسيوس در نامهاي به معلمش هوپاتيا به نوعي آبسنج اشاره ميكند. او اثر مهمي در كيميا تأليف كرد، شرحي بر دموكريتوس كاذب. رسالهٴ ديگري در كيميا به وسيلهٴ اولومپيودورس مورخ نوشته شد.
در اثناي اين عصر، شيشهگري كه ديرزماني در مصر صورت ميگرفت، در يك زمان در شمال و جنوب چين متداول شد.
6. جغرافياي چيني و ارمني. جالبترين شخصيت اين عصر متعلق به فا - هسين بودايي چيني است. او در اثناي 399 و 414 يكي از مهمترين مسافرتهايي را كه ثبت شده است تحقق بخشيد. او براي به دست آوردن كتب مقدس بودايي از چين مركزي به هند سفر كرد، و در مسير خويش از بيابان گوبي و كوههاي هندوكش گذشت، و از سيلان و جاوه از راه دريا به ميهنش بازگشت. گزارش سفر او دليل بارزي است بر پيشرفت بوداييگري در آن ايام.
موسي خورني مورخ ارمني جغرافيايي نوشت كه غالباً مبتني بر رسالهٴ گمشدهٴ پاپوس است، و از لحاظ گاهشناسي ارمني و كشورهاي همسايه ارزش خاصي دارد.
7. طب رومي، هلنيستي، هندي و كرهاي (شامل گياهشناسي و زيستشناسي). ماركليوس امپيريكوس بوردويي، در حدود 410 كتابي در ادويه نوشت كه در سطح علمي بسيار پاييني بود.
كاسيوس فليكس، كه اندكي پس از آن احتمالاً در كارتاژ برآمد، رسالهاي در طب نوشت كه غالباً از جالينوس اقتباس شده بود. آفريقايي ديگري به نام كايليوس اورليانوس، احتمالاً از معاصران كاسيوس فليكس، رسالهٴ گمشدهاي از سوريانوس را ترجمه كرد. رسالهٴ گياهي و طبي منسوب به آپوليوس، كه مبتني بر نمونههاي يوناني است، باز احتمالاً از همان ايام است؛ براي تكميل گزارش طب و زيستشناسي رومي (يا لاتيني)، بايد در اينجا نظريهٴ خلقت بالقوهٴ فوقالذكر قديس اوگوستين را هم ياد كنم.
تنها پزشكي كه به يوناني مينوشت پالاديوس استاد طب بود كه در اسكندريه برآمد و رسالهاي دربارهٴ تبها و شروحي بر آثار بقراط نوشت.
نسخهٴ باور متعلق به حدود 450 حاوي دو جزوهٴ طبي است. اين نسخه از لحاظ تعيين گاهشناسي طب سانسكريتي اهميت دارد.